دشت درخشان / شعری از آر. اس. تامس

 

من دیده ام خورشید را که رخنه می کند

تا دشتی کوچک را روشنایی بخشد

برای اندک زمانی، و راه خود رفته ام

و ازیادش برده ام. اما این بود دُرِ

گرانبها،همان دشتی که داشت

دفینه ای در قلبش. اینک می فهمم

که می بایست هر آنچه داشتم می دادم

تا تصاحبش کنم. زندگی شتافتن

،به سوی آینده ای در حال عقب نشینی نیست

.شوقِ داشتنِ گذشته ای ساخته در خیال نیست

کناری ایستادن است

مثل موسی در کنار معجزۀ

بتۀ بر افروخته، همان درخششی

که گویی گذرا بود چون جوانی ات

.زمانی، اما ابدیتیست که انتظار می کشد تو را

 


درباره شاعر: رونالد استوارت تامس (29 مارس 1913 – 25 سپتامبر 2000) کشیش انگلیکان و شاعر ولزی که مشهور بود به میهن پرستی، معنویت و مبارزه با تحمیل آیین انگلیکان و اراده کلیسای انگلیس به جماعت کشورش. او را با سولژنیتسین مقایسه کرده اند، چرا که عذاب دهنده وجدان مردم ولز بود. او را در زمره شاعران برجسته اروپایی قرن بیستم می دانند.

.مترجم:کامیار محسنین

/ 6 نظر / 9 بازدید
احمد

سلام / امیدوارم به نوشتن ادامه بدید/وبلاگ بنده را لینک فرمایید.

وبلاگ نوای شعر و ادب

سلام وب زیبایی دارین به وبلاگ شاعر جوان و خوش ذوق شهرستان بیله سوار ( امیرحسین فکرت ) سربزنید . منتظریم . http://www.a-fekrat.blogfa.com

فرامرزی

سلام و درود بر خانم بابایی بعد مدت ها این یعنی که جهان هنوز انقدر بزرگ نیست که آدم ها همدیگر را گم کنند

فرامرزی

به چشم های توئ نمی شود فکر نکرد خیلی زیبا بود آفرین